سيد محمد باقر برقعى

609

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

مقامى را كه جبرائيل و ميكائيل شد دربان * به دوران داورا ، جاى نصارى و يهودان بين يد الله ! قدرة اللّه ! يا على اولاد امجادت * ذليل زهرهء كافر اسير دست عدوان بين شفيعه ، روز محشر ، جفت حيدر ، دخت پيغمبر * نظر بگشا ز جنت يوسفت در چنگ گرگان بين نمىگويم حسين در كربلا شد كشتهء خنجر * و يا عبّاس را اندر كنار آب عطشان بين به تابوت حسن گر بىگمان تير از كمان آمد * گلوله توپ بر قبر رضا مانند باران بين خدا را اى امام هشتمين اى قبلهء هفتم * همه انصار و اعوان ، مستحق نار ميزان بين سراسر سركشيك و خادم و فرّاش دربان را * حضور حضرت يزدان قرين خزى و خذلان بين به دور خود شها ، اشراف و اعيان ولايت را * به باطن جملگى ابليس و ظاهر شكل انسان بين مبين از بهر خدمت اين گدا طبعان غلامانت * چو دزدان هريكى را در كمين گنج سلطان بين ز جور خان جعلى يوسف‌پور حسن كامد « 1 » * گريزان از هرى در آه و افغان شاه افغان بين رقم سازد قلم گر قصّهء اين ماتم اعظم * ز اشك غصّه‌خيز چشم من از گريه توفان بين

--> ( 1 ) - اشاره به يوسف خان هراتى كه مسبب توپ بستن به آستان قدس رضوى بود .